در مقاله قبلی ما هیولایی از گودال بی تهمن نشان دادم که پاپ فرانسیس چگونه یسوعی، ژنرال جدید رومی تیتوس است، که موضع خود را در صحنه جهانی برای محاصره قوم خدا اتخاذ می کند. علاوه بر این، مطالعات ما نشان داد که یک رویداد مهم آغاز کننده زمان دردسر سی روز بعد، در 13 آوریل رخ می دهد، و ما حتی شمارش معکوس خود را برای همان تاریخ تنظیم کردیم! آیا شما را شگفت زده می کند که رئیس ارتش روم به تازگی کاپیتان های خود را در سراسر جهان برای نبرد جمع کرده است؟ ببینید، پاپ فرانسیس رهبران نیروهای خود را در همان روز شناسایی کرد. این اولین اقدام مهم پاپ فرانسیس به گفته رسانه های خبری که دامنه این حرکت را نیز به رسمیت می شناسند، یک "بمب" است:
پاپ فرانسیس اولین ماه خود را به عنوان پاپ در روز شنبه با نامگذاری نه رهبر عالی رتبه از سراسر جهان به عنوان یک گروه مشاور دائمی برای کمک به او برای اداره کلیسای کاتولیک و مطالعه اصلاحات بوروکراسی واتیکان جشن گرفت - اعلامیه بمبگذاری که نشان میدهد او قصد دارد یک تغییر اساسی در نحوه عملکرد پاپ انجام دهد. (اسوشیتد پرس)
فکر می کنید او دقیقاً چه «تغییر عمده» را در نظر دارد؟ الن جی وایت دیدگاه روشنی در این مورد داشت:
و به یاد داشته باشید، این افتخار روم است که هرگز تغییر نمی کند. اصول گرگوری هفتم و اینوسنتس سوم هنوز هم اصول کلیسای کاتولیک روم است. و اگر او جز قدرت بود، اکنون آنها را به همان اندازه در قرون گذشته با قدرت عملی می کرد. پروتستانها نمیدانند چه میکنند وقتی پیشنهاد میکنند کمک رم را در کار تعالی یکشنبه بپذیرند. در حالی که آنها برای دستیابی به هدف خود تلاش می کنند، رم قصد دارد قدرت خود را دوباره برقرار کند، تا برتری از دست رفته خود را بازیابد. اجازه دهید یک بار این اصل در ایالات متحده ایجاد شود که کلیسا می تواند قدرت دولت را به کار گرفته یا کنترل کند. این که اعمال مذهبی ممکن است توسط قوانین سکولار اجرا شود. به طور خلاصه، اقتدار کلیسا و دولت برای تسلط بر وجدان است و پیروزی رم در این کشور تضمین شده است. {GC 581.1}
جالب است که چند تن از اعضای جدید گروه مشاوران دارای شخصیت مشکوکی هستند و انتخاب آنها برای چنین سمتی مورد انتقاد شدید مردم قرار گرفته است. آیا واقعا فکر می کنید که این شخصیت ها برای مشاوره دادن به پاپ انتخاب شده اند؟ یا اینکه پاپ کسی است که قصد دارد به فرماندهان خود در جبهه نبرد "مشاوره" کند؟ خود پاپ فرانسیس گذشته تاریکی داشته است، اگرچه از زمان انتخاب وی تلاش های هماهنگی برای بازنویسی آن صورت گرفته است. علاقه مندان ممکن است این اخیر را بیابند مصاحبه بی بی سی مفید است.
تمام این سؤال از شخصیت به قلب نقل قول بالا از جدال بزرگ ضربه می زند. قرن هاست که روم مانند یک شیر خفته بوده است. ظاهرا دوست داشتنی است، اما مراقب باشید! او بیصدا برای این ساعت آماده میشود تا وارد عمل شود. واضح است که رم موفق شده است "قدرت خود را دوباره برقرار کند و برتری از دست رفته خود را بازیابد". این واقعیت که او اکنون چنین اقدامات جسورانه ای را در برابر انتقاد شدید مردم انجام می دهد، گواه این واقعیت است.
هوشیار باشید، هوشیار باشید؛ زیرا دشمن شما ابلیس مانند شیری غرش میچرخد تا کسی را ببلعد: (اول پطرس 1: 5)
کمی بعد به شما خواهم گفت که چه کسی شیر خفته را بیدار کرد، اما ابتدا می خواهم تأکید کنم که تاریخ 13 آوریل واقعاً چقدر مهم بود.
برنامه شما چیست؟
چیزهای دیگری هم وجود داشت که «تصادفی» در همان روز اتفاق افتاد. مجسمه غول پیکر پاپ ژان پل دوم در لهستان رونمایی شد. من در مقاله قبلی خود اشاره کردم که چگونه پاپ ژان پل دوم نقطه مرجع برای گاهشماری مکاشفه 17:10 بود. او اولین پاپ غیرایتالیایی در بیش از 450 سال بود و نقش مهمی در آمادهسازی جهان برای آخرین «جنبشهای سریع» داشت. رونمایی از مجسمه او در تاریخ 13 آوریل اهمیت زیادی دارد و نقش او را در آماده کردن راه برای پاپ بندیکت شانزدهم و پاپ فرانسیس به رسمیت می شناسد. درست در روزی که پاپ فرانسیس کاپیتان های ارتش جهانی خود را شناسایی کرد، پاپ ژان پل دوم توسط مجسمه ای با دست های دراز شده که یادآور مجسمه غول پیکر عیسی مسیح در ریودوژانیرو، برزیل بود، شناخته شد. آیا میتوانید معنایی پنهانی در آن ببینید؟
ما همچنین برای مدتی متذکر شدیم که نشست سالانه بهار کنفرانس عمومی ادونتیستهای روز هفتم قرار بود در 13 آوریل برگزار شود. من فکر نمی کنم. آیا متوجه شده اید که همه چیز قبل از جلسه امسال چقدر خاموش بود؟ همچنین جالب است که تد ویلسون (یسوعی) به این مضمون صحبت کرد که دیگر سالگرد کلیسا را نمیخواهد... کمی پشم پیشگوی زبان در چشمان یک طرفدار معمولی تد ویلسون کشیده شد. آنها می دانند چه چیزی در حال سقوط است.
در اخیر مصاحبه صوتی در مورد پاپ فرانسیس، کشیش والتر ویت به وضوح توضیح می دهد که واتیکان حرکت های اصلی خود را بر اساس یک برنامه زمانی انجام می دهد. این امر از بسیاری جهات مشهود است، مانند این که در صفحه 10 فوریه الف تقویم کمیک رومیزیبازنشستگی پاپ در قالب طنز به تصویر کشیده شد. این تقویم در آگوست 2012، بسیار قبل از اینکه ظاهراً ضعف سن خود را تشخیص دهد، تصویرسازی، تولید و فروخته شد. اگر دشمنان خدا بر اساس یک برنامه زمانی مشخص کار می کنند، چگونه است که افرادی که ظاهراً طرف خدا هستند ادعا می کنند که دیگر پیشگویی زمانی وجود ندارد و حتی خود فرمانده آنها عیسی نیز نمی داند که چه زمانی اتفاقات رخ می دهد؟ خود ایده پوچ است.
واتیکان طبق یک برنامه زمانی کار می کند زیرا انتخابی ندارد:
پس شادی کنید، آسمان ها و ساکنان آنها. وای بر ساکنان زمین و دریا! زیرا شیطان به شما سوگند، که خشم بزرگی دارد، زیرا او می داند که او اما زمان کوتاهی دارد. (مکاشفه 12: 12)
من به طور واضح از کتاب دانیال به شما نشان خواهم داد که دقیقاً واتیکان موظف است در چه برنامه الهی کار کند.
تبدیل یک پادشاه
دانیال 4 رویای نبوکدنصر را در مورد قطع شدن درخت و تبعید او از پادشاهی برای «هفت بار» یا هفت سال ثبت میکند.
این است تعبیر، ای پادشاه، و این حکم حق تعالی است که بر آقای من پادشاه نازل شده است که تو را از مردم بیرون کنند و مسکنت با وحوش صحرا باشد و تو را مانند گاو علف بخورانند و تو را به شبنم آسمان خیس کنند. هفت بار از روی تو می گذرد، تا بدانی که حق تعالی در پادشاهی مردم حکومت می کند و آن را به هر که بخواهد می دهد. و در حالی که دستور دادند که کنده ریشه درخت را رها کنند. پادشاهی تو برای تو تضمین خواهد شد، پس از آن خواهی دانست که آسمانها حکومت می کنند. (دانیال 4:24-26)
این واقعیت که سخنان یک پادشاه بابلی بخشی از کلام خداست نشان می دهد که این سخنان فراتر از تاریخ است. در واقع اطلاعات مهمی در شهادت او برای ما وجود دارد. ما از تجربه نبوکدنصر همانطور که در کتاب دانیال ثبت شده است می دانیم که آن هفت سال به معنای واقعی کلمه تمام شد، اما اکنون خواهیم دید که رویای نبوی او کاربرد بیشتری برای قوم خدا دارد.
همانطور که در 7 قدم تا ابدیت مقاله، "هفت بار" در اصطلاح نبوی به 2520 سال تحت اللفظی ترجمه می شود. آیا ممکن است پیشگویی نبوکدنصر مربوط به پیشگویی 2520 باشد که در سال 677 قبل از میلاد با ربودن منسی آغاز شد؟ بیایید نبوکدنصر و منسی را با هم مقایسه کنیم:
شکل 1 - مقایسه نبوکدنصر در مقابل منسی
همانطور که شکل 1 نشان می دهد، بین تجربه نبوکدنصر و تجربه منسی همبستگی قابل توجهی وجود دارد. این اتفاق تصادفی نیفتاد. منسی به دلیل شرارت خود در سالهای اولیه سلطنت، مجازات خدا را بر بنی اسرائیل آورد تا آنها را در میان امتها پراکنده کند. در اجرای آن مجازات، دانیال و بسیاری دیگر به بابل برده شدند.
با این حال، خدا به اسرائیل وعده داد که اگر او را بجویند، لعنت بر دشمنانشان خواهد آورد، و در زمان دانیال همین کار را کرد. در چارچوب مجازات گناهان است که منسی بنی اسرائیل را به ارتکاب تحریک کرد که تجربه نبوکدنصر اتفاق افتاد.
و یهوه خدایت همه این لعنتها را بر دشمنانت و بر دشمنانت که تو را آزار میدهند، خواهد رساند. (تثنیه 30:7)
بنابراین ما بین تجربه «هفت بار» نبوکدنصر و 2520 سال پراکندگی اسرائیل ارتباط روشنی داریم. تجربه نبوکدنصر در دانیال 4 به موازات تجربه منسی است که به نوبه خود نفرین لاویان 26 را برآورده می کند. دوره "هفت زمان" تکرار می شود. چهار بار در دانیال 4 (در مقابل 16، 23، 25، 32) درست همانطور که تکرار شده است چهار بار در لاویان 26 (در مقابل 18، 21، 24، 28). با این حال، تفاوت مهمی در ساخت عبری این اصطلاح وجود دارد.
کلمه «هفت بار» در لاویان ترجمهای از یک کلمه عبری است که بهطور صحیحتر به معنای «هفتبرابر» است، زیرا شدت آن بیشتر از زمان است. منتقدان پیشگویی 2520 اغلب این را به عنوان یکی از دلایلی برای رد کردن پیشگویی ذکر می کنند، و کسانی که فرض می کنند پیشگویی 2520 را صرفاً بر اساس لاویان 26 قرار می دهند، پایه ضعیفی برای آن دارند.
ساعت شکارچی پیشگویی 2520 را تأیید می کند، که در واقع یک پیشگویی زمانی واقعی است که قبلاً در سال 1844 به تحقق رسیده است. مبنای واقعی آن از لاویان 26 نیست، بلکه دانیال 4 است. مورد آخر در واقع هفت بار یا هفت سال را به عنوان زمان تحت اللفظی و همچنین نبوی نشان می دهد. این واقعیت از زمینه و همچنین استفاده از زبان عبری آشکار است.
سقوط بابل
دانیال زنده بود و شاهد سقوط بابل بود. مدت کوتاهی قبل، او فهمید که پایان اسارت بابلی، همانطور که ارمیا پیشگویی کرده بود، نزدیک است. او فهمید که نفرین لاویان 26 به بابلیان منتقل شده است. بنابراین، هنگامی که او را فراخواندند تا دستخط روی دیوار را قبل از بلشصر تفسیر کند، فوراً اهمیت آن را درک کرد:
شکل 2 - دست خط روی دیوار
لعنت بر بابل در زمان بلشصر به پایان رسید. در حالی که «هفت زمان» رؤیای نبوکدنصر با رابطه گونهشناختی با آغاز 2520 سال در 677 قبل از میلاد مرتبط است، اشاره به پیشگویی 2520 در دستخط روی دیوار، سقوط بابل باستان را به پایان یافتن 2520 سال در سال 1844 مرتبط میسازد که پس از گردآوری مجدد قوم او در سال XNUMX است. همانطور که وعده داده بود اعدام شد:
تا یهوه خدایت اسارت تو را برگرداند و بر تو دلسوزی کند و برگردد و تو را از تمامی امتهایی که یهوه خدایت تو را پراکنده کرده است جمع کند. (تثنیه 30:3)
پس از سقوط بابل، اسارت بنی اسرائیل به زودی رسماً تحت فرمان کوروش، داریوش و اردشیر پایان یافت (عزرا 6:14 را ببینید). بنابراین، ما در تاریخ بابل یک تصویر نبوی کامل از پیشگویی 2520 از ابتدا تا انتها داریم.
در این مرحله، ممکن است تعجب کنید که همه اینها چه ارتباطی با پاپ فرانسیس و نمایندگانی که او برای هر قاره انتخاب کرده است، دارد. من مطمئن هستم که چنین یسوعی مانند پاپ فرانسیس هرگز تغییر نخواهد کرد و «پادشاه بهشت را ستایش و تمجید و تکریم خواهد کرد» مانند پادشاه نبوکدنصر پس از تغییر دینش!
چهار خط زمانی دانیل 12
کلام خدا به خوبی سازماندهی شده است. کتابهای نبوی بهویژه حاوی پیشگوییهایی هستند که اغلب به شکل شیاسمی ارائه میشوند، که در آن آغاز با پایان مطابقت دارد، گویی که قسمت اخیر بازتابی از قسمت قبلی است. این اصل را می توان به راحتی در کل کتاب مقدس مشاهده کرد: کتاب مقدس با باغ عدن شروع می شود و با زمین جدید (عدن بازسازی شده) به پایان می رسد.
با نگاه کردن به کتاب دانیال به تنهایی به عنوان یک شکاف، متوجه میشویم که اولین پیشگوییهای زمانی در دانیال 4، و آخرین پیشگوییهای زمانی در دانیال 12 واقع شدهاند. مطالعه این دو فصل با هم، پایه محکمی برای تفسیر رویدادهای جاری به ما میدهد.
همانطور که در دانیال 4 چهار اشاره به "هفت زمان" وجود دارد، در دانیال 12 نیز چهار جدول زمانی ذکر شده است:
- 168 سال در سوگند به شکل نمادین (آیه 7) همانطور که در ارائه شکارچی توضیح داده شد
- 1260 سال، یا «زمان، زمان و نیم» نبوی (آیه 7)
- 1290 سال یا به طور نبوی «هزار و دویست و نود روز» (آیه 11)
- سال 1335 یا «هزار و سیصد و پنج و سی روز» نبوی (آیه 12)
این دوره های زمانی (به استثنای 168 سال) در ادونتیسم به خوبی شناخته شده است. تفسیر کلاسیک جدولهای زمانی آنها را کمی بعدتر در شکل 4 نشان میدهد، با 168 سال پیام شکارچی برای تکمیل تصویر دانیل 12. با این حال، قبل از اینکه به جدولهای زمانی نگاه کنیم، بیایید کیاسم را در دانیل مطالعه کنیم.
با نگاهی دقیق تر به پیشگویی های زمانی در هر دو فصل، متوجه می شویم که یک همبستگی 1 به 1 بین هفت زمان دانیال 4 و جدول زمانی دانیال 12 وجود دارد:
شکل 3 - کیاسم دانیال 4 و 12
این واقعیت که «هفت زمان» چهار بار در باب 4 ذکر شده است، تأیید می کند که 168 سال نهفته در سوگند در باب 12، علاوه بر سه نبوت دیگر که به طور واضح بیان شده است، پیشگویی بار چهارم محسوب می شود. علاوه بر این، این واقعیت که پیشگویی 2520 هم در زمان واقعی و هم در زمان نبوی محقق شده است، نشان می دهد که هر چهار جدول زمانی دانیال 12 باید انجام شود. هر دو کاربرد تحت اللفظی و نبوی نیز هست.
«به او قدرت داده شد تا چهل و دو ماه ادامه دهد.» و پیغمبر میگوید: یکی از سرهایش را دیدم که مجروح شده بود. و باز هم: «کسی که به اسارت میبرد، به اسارت میرود، هر که با شمشیر میکشد، باید با شمشیر کشته شود.» چهل و دو ماه همان «زمان و زمان و تقسیم زمان» است، یعنی سه سال و نیم، یا 1260 روز، از دانیال 7 - زمانی که در طی آن قدرت پاپ برای سرکوب قوم خدا بود. این دوره همانطور که در فصول قبل بیان شد با برتری پاپ آغاز شد، 538 میلادی، و خاتمه یافت در 1798. در آن زمان پاپ توسط ارتش فرانسه اسیر شد، قدرت پاپ زخم مهلک خود را دریافت کرد و این پیشبینی محقق شد: «کسی که به اسارت میرود، به اسارت میرود.» {GC 439.2}
... اگرچه پاپ جدید خیلی زود پس از آن انتخاب شد، سلسله مراتب پاپ از آن زمان هرگز نتوانسته است از قدرتی که قبلاً در اختیار داشت استفاده کند. {GC 266.3}
جالب است که الن جی وایت این زخم مرگبار را با ناتوانی در «بهکارگیری قدرت» مرتبط میداند که پاپ پیش از آن در اختیار داشت. التیام زخم در 13 آوریل 2013 با اعمال قدرت در تمام قاره های جهان از طریق انتصاب مشاوران پاپ نشان داده شد!
شکل 4 رابطه خطوط زمانی را با توجه به تفسیر کلاسیک دانیل 12 نشان می دهد، همانطور که پیشگامان ادونتیست آن را درک کردند و اصل روز به سال را به کار گرفتند. 168 سال نیز برای کامل بودن نشان داده شده است، اما البته پیشگامان ما در زمان خود هیچ درکی از آن نداشتند.
شکل 4 - کاربرد روزانه دانیل 12
کاربرد نبوی در مقابل لغوی دانیال 12
اگر تفسیر کلاسیک جدول زمانی دانیال 12 را به دقت بررسی کنیم، چندین مشکل آشکار می شود. بارزترین مشکل این است که سال 1335 در سال 1843 خاتمه می یابد، نه در سال 1844، صرف نظر از موضوع سال صفر. چگونه چنین عدم تطابقی می تواند تحقق صحیح آیه باشد که به کسانی که به آن می رسند برکت می دهد؟ آیا مرحله اول ناامیدی در سال 1843 واقعاً همان «برکتی» بود که فرشته درباره آن به دانیال گفت؟ آیا ظهور پاپ در آغاز سال 1335 مایه خیر و برکت برای خلق خدا بود؟ در هیچ موردی نمیتوانیم با قطعیت بگوییم که سالهای 1335 که به طور کلاسیک تفسیر شد، تحقق کامل دانیال 12:12 است. همچنین کاملاً گویای این است که الن جی وایت در هیچ یک از شرح های خود از پیشگویی کتاب مقدس در مورد تحقق سال 1335 ننوشته است.
الن جی وایت همچنین در مورد سالهای 1290 و 1260 دانیل 12 بسیار ساکت بود و از ما خواست که آن فصل را مطالعه کنیم، به این معنی که ما به عنوان مردم هنوز درک کاملی از آن نداریم. بنابراین باید نتیجه بگیریم که تفسیر کلاسیک، اگرچه ممکن است به عنوان یک تحقق جزئی معتبر باشد، به هیچ وجه تحقق کامل یا نهایی دانیال 12 نبوده است.
با فکر کردن به دانیال 4 و «هفت زمان» نبوکدنصر، و با توجه به اینکه هفت زمان (2520 روز تحت اللفظی) به معنای واقعی کلمه به عنوان یک موضوع تاریخی انجام شد، میبینیم که درست است که جدولهای زمانی دانیال 12 را به صورت تحت اللفظی برای روزگار ما نیز تفسیر کنیم.
شکل 5 - کاربرد روز تحت اللفظی دانیال 12
وداع پاپ بندیکت شانزدهم در 27 فوریه 2013 دقیقاً 1335 روز تا ظهور ثانویه بود. این جالب است که چگونه سال های 1290 و 1260 در تفسیر کلاسیک با رویدادهای مشابه امروز مشخص شد.
در سال 508، تغییر دین کلوویس باعث شد که رئیس یک ارتش با کلیسا متحد شود. در 13 مارس 2013، انتخاب پاپ فرانسیس یسوعی دقیقاً مطابق با همین مثال است، در اتحاد یک رئیس کلیسا یسوعی.
30 سال بعد در سال 538، فتح گوت ها به نام ژوستینیان، کلیسا را به عنوان قدرت جهانی بدون چالش باقی گذاشت. به همین ترتیب، پاپ فرانسیس هیئت خود از رهبران جهان را در 13 آوریل 2013، دقیقاً 30 روز پس از پاپی خود انتخاب کرد. اعلام و قصد او برای بازنویسی «قانون اساسی» پاپ مشابهاتی در فرمان ژوستینیانوس و تدوین او از قوانین روم دارد. ژوستینیان اقتدار پاپ را بر تمام کلیساها تأیید کرد و به او اجازه داد که «بدعت گذاران» را مجازات کند. بیانیه پاپ در 13 آوریل نیز اقتدار او را بر تمام کلیساها تأیید می کند و زمان بقیه را مشخص خواهد کرد.
سازمان یسوعیان
انجمن عیسی به ده "کمک" زیر نظر سرلشکر عالی سازماندهی شده است (نگاه کنید به یسوعی کوریا در رم). پاپ فرانسیس 8 کاردینال و یک اسقف را برای رهبری خود انتخاب کرد. اسقفی که به عنوان منشی خدمت می کند بدون شک یک کاردینال نیز خواهد شد. این فقط 1 عدد است، اما داستان چیزهای بیشتری وجود دارد. در واقع، این ده کمک به شرح زیر است:
- کمک اروپای جنوبی
- کمک آمریکای لاتین جنوبی
- کمک به آسیای جنوبی
- کمک اروپای مرکزی و شرقی
- کمک به آفریقا
- کمک آسیا اقیانوسیه
- کمک ایالات متحده آمریکا
- کمک آمریکای لاتین شمالی
- کمک اروپای غربی
یک دقیقه صبر کنید... قرار نیست ده تا باشد؟ به شماره چهار دقیق تر نگاه کنید و متوجه شوید که دو کمک جداگانه با هم نامگذاری شده اند. این را در نظر داشته باشید.
در ارتباط کاردینال ها با کمک ها، موارد زیر را می یابیم:
- جوزپه برتلو، رئیس فرمانداری ایالت واتیکان (ایتالیا)
- فرانسیسکو خاویر ارازوریز اوسا (شیلی)
- اسوالد گراسیاس (هند)
- راینهارد مارکس (آلمان)
- لوران مونسنگوو پسینیا (جمهوری دموکراتیک کنگو)
- جورج پل (استرالیا)
- شان پاتریک اومالی (ایالات متحده آمریکا)
- اسکار آندرس رودریگز مارادیاگا (هندوراس)
- اسقف مارچلو سمرارو، سرپرست منشی گروه (ایتالیا)
اکنون نگاهی بیندازید به تعداد کمکهای اروپایی: جنوب، مرکزی، شرقی و غربی - در مجموع چهار. بنابراین، ما انتظار داریم چهار کاردینال را به نمایندگی از اروپا ببینیم، اما تنها سه نفر به صراحت در 13 آوریل نامگذاری شدند. چه کسی می تواند چهارمین باشد، که کمک اروپای مرکزی یا شرقی را بر عهده بگیرد؟ سایر ذهن های هوشمند قبلاً او را شناسایی کرده اند:
- آدولفو نیکلاس (اسپانیا)
او همچنین دارای منصبی است که به عنوان «پاپ سیاه» یا سرلشکر ارشد جامعه عیسی (یسوعیان) شناخته می شود، که به وضوح عنصر ضروری و دهمین فرمانروای پنهان گروه جدید پاپ یسوعی است. چرا پاپ فرانسیس باید اینقدر مراقب باشد که از نام بردن هر ده رهبر به طور همزمان اجتناب کند؟ شاید برای جلوگیری از جلب توجه به ساختار قدرت یسوعی خود، یا شاید فقط به این دلیل تحقق بیش از حد آشکار پیشگویی کتاب مقدس!
ده رهبر در مکاشفه 17 نبوت شده بودند و تفسیر ارائه شده در مقاله قبلی را گسترش می دهند:
و ده شاخ که دیدی همین است ده پادشاه، که هنوز پادشاهی دریافت نکرده اند. اما به عنوان پادشاه یک ساعت با جانور قدرت بگیرید. (مکاشفه 17: 12)
این ده پادشاه نماینده قدرتهای سکولار جهان نیستند، بلکه به طور دقیقتر رهبران کلیسای روم هستند که برای گستره قارههای جهان انتخاب شدهاند! این نبوت در برابر چشمان شما محقق می شود و نیت آنها کاملاً روشن می شود:
اینها باید جنگ ایجاد کن با بره، و بره بر آنها چیره خواهد شد، زیرا او خداوند اربابان و پادشاه پادشاهان است. و کسانی که با او هستند خوانده و برگزیده و وفادار هستند. (مکاشفه 17:14)
جالب است که یک بار دیگر توجه کنیم که تحقق پیشگویی در سال 2013 چگونه با تجربه ما در سال 2012 مقایسه می شود. در آغاز 1260 روز داوری زندگان در سال 2012، ما شروع به دیدن تعداد رهبران در گروه خود کردیم. اکنون سیستم تقلبی رهبران خود را در ابتدای زمان دردسر اعلام کرده است.
همه قطعات دانیل 12 در جای خود قرار گرفته اند. به یاد داشته باشید که ساعت «قضاوت» جبار 168 سال از روز کفاره در سال 1844 تا روز کفاره در سال 2012 اجرا میشود. علاوه بر این، در مقالههای قبلی توضیح داده شد که روز کفاره در سال 2012 از حدود هفت جنبه متفاوت بود، که کمترین آن این بود که 2016مین روز تولد عیسی بود. از آن روز به بعد، جدول زمانی دانیال 12 کاربرد تحت اللفظی خود را به خود می گیرد.
اورشلیم جدید، شهر خدا
آنچه در شکل 6 داریم، یک شکاف خشن دیگر است، با هفتمین سبت بزرگ و سال 2016 تولد عیسی در اوج. تحت عیسی، 168 سال/روز جبار، و زیر جبار، 1260 سال/روز ستم پاپ است. همه چیز با ظهور پاپ پس از ظهور اول آغاز شد و همه با سقوط پاپ درست قبل از ظهور دوم به پایان خواهند رسید.
شکل 6 - کیاسم سال/روز
در این زمان، خوانندگانی که دارای حس بصری حاد و کمی دانش از نمادهای غیبی هستند، ممکن است معنای عمیق تر ساختار کیاسم را به طور کلی زیر سوال ببرند. به یاد داشته باشید که برای هر کالای اصلی، شیطان یک جعلی دارد. شیفتگی پنهان به ساختارهای هرمی و قرار دادن چشم بینا در بالای آن نشان دهنده تلاش شیطان برای غصب تاج و تخت جهان از خداوند است. شیطان آنجا بود، و او می داند که چگونه است:
تو آن کروبی مسح شده ای که می پوشانی. و من تو را چنین قرار دادم: تو بر کوه مقدس خدا بودی. تو در میان سنگ های آتش بالا و پایین رفته ای. (حزقیال 28:14)
عرش خدا بر فراز کوهی نشسته است. هندسه هرم کپی شهر مقدس است که به صورت چهار مربع قرار دارد:
و شهر چهار مربع است، و طول به اندازه عرض است: و شهر را با نی سنجید، دوازده هزار متر. طول و عرض و ارتفاع آن برابر است. (مکاشفه 21:16)
اکنون نمادهای پنهانی 13 پله به بالای هرم معنا پیدا می کند: این یک تکاپوی تقلبی شیطان در مقایسه با 12 پایه شهر مقدس است. او می خواهد به عرش خدا در بالای شهر مقدس صعود کند.
زیرا تو در دل خود گفتی به آسمان بالا می روم، تاج و تخت خود را بلند می کنم بر فراز ستارگان خدا: من هم خواهم نشست بر کوه جماعت، در دو طرف شمال: (اشعیا 14: 13)
دوستان، شهر خدا واقعی است و چیزی شبیه نظم نوین جهانی با هواپیماهای بدون سرنشین جاسوسی، قوانین سرکوبگر، وجدان اجباری و همه چیزهای دیگر نیست. زیبا، پاک، مقدس و بی آلایش است.
اما هراسان و كافران و زشتكاران و قاتلان و فاحشه ها و ساحران و مشركان و همه دروغگويان سهمشان در درياچه اي است كه با آتش و گوگرد مي سوزد كه اين مرگ دوم است. (مکاشفه 21:8)
سؤالی که هر روحی باید با صداقت به آن پاسخ دهد این است: کجا ایستاده ام؟
چه کسی شیر خفته را بیدار کرد؟
بیش از یک سال است که ما نگهبان وفادار دیوار بودیم و در شیپور هشدار می دمیم. آیا اورشلیم زنگ خطر ما را شنیده است؟ آیا مردم توجه کرده اند و خود را برای نبرد معنوی آماده کرده اند؟
در حالی که فرزندان خدا در خوابی بیحال نگه داشته میشوند، دشمنان خدا گوشهای خود را برای شنیدن «مژدهها» از مطالعه جبار و کشتی زمان بالا گرفتهاند.
اما خبری از شرق و خارج از شمال او را آزار خواهد داد خشم بزرگ برای نابود کردن، و کاملاً برای از بین بردن بسیاری. (دانیل 11: 44)
این برنامه زمانی خداوند است که دشمن را بیدار کرده است! اخبار او را آزار می دهد، زیرا می داند که تنها زمان کوتاهی برای رسیدن به هدف خود برای تسلط بر جهان دارد. موضوع بعدی که بعد از آن آیه معرفی شد، زمان مشکل، محل دانیال 12 است.
مردم، شیر بیدار است. دشمن برنامه زمانی را که باید در آن کار کند می داند. پس از استعفای بندیکت، برنامه ریزان واتیکان اعتراف کردند که قبل از تعطیلات عید پاک به یک پاپ جدید نیاز دارند. روز شماری کرده اند روزشماری میکنی؟ یا آیا شما مانند کسی هستید که اخیراً به من گفت که آنها آنقدر مشغول مبارزه با ایمان اولیه به عیسی هستند و نگران "زمان های زمانی" نیستند؟
بگذارید یک سوال از شما بپرسم: فکر می کنید مرحله بعدی چه خواهد بود؟ ما ژنرال ارتش یسوعی (رومی) را در شخصیت پاپ فرانسیس در صحنه داریم. ما ده کاپیتان ارتش او را در سرتاسر جهان داریم. ما انبوهی از مردم کاتولیک در سرتاسر جهان داریم که تحت این سازمان جدید به عنوان "پایگاه" خدمت می کنند. مرحله بعدی چیست؟
به هر حال، آیا می دانید که "فرانسیس" دیگری به جز فرانسیس قدیس وجود دارد که ظاهراً پاپ فرانسیس از آن نام گرفته است؟ سنت فرانسیس رقمی برای عموم مردم است. برای خودی ها، نام او فرانسیس خاویر است و داستان او شگفت انگیز است:
خاویر که یکی از بنیانگذاران انجمن یسوعی بود، طبیعتاً به طور خودکار به این گفته انجمن معتقد بود که "هدف وسیله را تقدیس می کند". او نمی توانست آنچه را که به عنوان "شرارت یهود" شناخته می شد، تحمل کند. مانند روز شنبه و خودداری از خوردن گوشت خوک او مسلمانانی را که گوشت خوک را با انزجار می دانستند و کاتولیک های رومی را بت پرست نمی پسندید. بنابراین، در روح واقعی رومیسم، او روش های آزموده شده ترس و زور را برای مجبور کردن چنین افرادی انتخاب کرد برای انطباق با "ایمان واقعی". در 16 مه 1545 او به دی. ژوائو سوم، پادشاه پرتغال چنین نوشت: «دومین ضرورت برای مسیحیان این است که اعلیحضرت شما مقدسات را تأسیس کنند. تفتیش عقاید، زیرا بسیاری از کسانی هستند که بر اساس شریعت یهود و بر اساس فرقه ماهودان، بدون ترس از خدا و شرم از دنیا زندگی می کنند. (سیوا ردو). (به نقل از AK Priolkar - "The Goa Inquisition" pp.23,24, 1961)
اکنون آشکار می شود که توده های فقیر وفادار سنت فرانسیس قرار است به عنوان پیاده نظام معنوی تحت تأثیر فرانسیس خاویر خدمت کنند تا قوم خدا را محاصره کنند.
تاریخ بعدی برای شمارش معکوس ما تاریخ 27 آوریل است، روز ارائه شیف موج طبق تقویم واقعی. اولین محاصره اورشلیم در سال 66 بعد از میلاد در جشن های پاییز بود. محاصره دوم که نوع روزگار ماست، در اعیاد بهاری بود.
مصیبتهای وحشتناکی بود که با از سرگیری محاصره توسط تیتوس بر اورشلیم وارد شد. این شهر در زمان عید پسح سرمایه گذاری شد، زمانی که میلیون ها یهودی در داخل دیوارهای آن جمع شده بودند. ذخایر آذوقه آنها، که اگر با دقت حفظ می شد، سال ها تامین کننده ساکنان بود، قبلاً با حسادت و انتقام جناح های متخاصم از بین رفته بود و اکنون همه وحشت های گرسنگی را تجربه کرده اند. یک پیمانه گندم به یک استعداد فروخته شد. درد گرسنگی چنان شدید بود که مردان چرم کمربند و صندل و پوشش سپر خود را می جویدند. تعداد زیادی از مردم شبها برای جمعآوری گیاهان وحشی که بیرون از دیوارهای شهر میرویدند، دزدی میکردند، اگرچه بسیاری از آنها دستگیر شدند و با شکنجههای بیرحمانه به قتل رسیدند، و اغلب کسانی که در امان بازگشتند، آنچه را که در معرض خطر بزرگ جمعآوری کرده بودند، ربودند. غیرانسانیترین شکنجهها توسط صاحبان قدرت انجام میشد، تا آخرین منابع اندکی را که ممکن بود مخفی میکردند، از دست مردم تحت تعقیب وادار کنند. و این بیرحمیها به ندرت توسط مردانی انجام میشد که خود تغذیه خوبی داشتند و صرفاً میخواستند ذخیرهای برای آینده فراهم کنند. {GC 31.2}
همانطور که می توانیم از گذشته درس بگیریم، محاصره زمان مشکل را آغاز می کند. بچه ها شروع شده هر روز را به عنوان یک نعمت بشمار تا زمانی که اثرات آن را احساس کنی!
پس از صحبت از پایان جهان، عیسی به اورشلیم باز می گردد، شهری که پس از آن با غرور و تکبر می نشیند و می گوید: "من ملکه ای نشسته ام و غمی نخواهم دید" (مکاشفه 18:7 را ببینید). همانطور که چشم نبوی او به اورشلیم خیره شده است، می بیند که همانطور که او در معرض نابودی قرار گرفت، جهان نیز به هلاکت خواهد رسید. صحنه هایی که در ویرانی اورشلیم رخ داد در روز بزرگ و وحشتناک خداوند تکرار خواهد شد، اما به شکلی ترسناک تر... {3SM 417.1}
[توجه داشته باشید: بعداً این را یاد گرفتیم نشانه یونس به عنوان سیگنال آغاز محاصره در 27 آوریل 2013 به کلیسا داده شد. خشم خدا فاش کرد که علت بلاها در روز بزرگ و وحشتناک خداوند چیست.]
مکاشفه تصویری از اولین وای، مرحله ویژه پنج ماهه از زمان دردسر در پنجمین شیپور ساعت شکارچی ارائه می دهد:
و فرشته پنجم به صدا در آمد و دیدم ستاره ای از آسمان به زمین افتاد و کلید حفره بی انتها به او داده شد. و او گودال بی انتها را باز کرد. و از گودال دودی مانند دود کوره بزرگ برخاست. و خورشید و هوا از دود گودال تاریک شدند. و ملخهایی از دود بر زمین بیرون آمدند و به آنها قدرت داده شد، چنانکه عقربهای زمین قدرت دارند. و به آنها دستور داده شد که به علف زمین، نه به هیچ چیز سبز و نه به هیچ درخت آسیبی نرسانند. اما فقط مردانی که مهر خدا در پیشانی خود ندارند. و به آنها داده شد که آنها را نکشند، بلکه عذاب شوند پنج ماه: و عذاب آنها مانند عذاب عقرب بود که مردی را بزند. و در آن روزها مردم به دنبال مرگ خواهند بود و آن را نخواهند یافت. و آرزو خواهند کرد که بمیرند و مرگ از آنها فرار خواهد کرد. و شکل ملخ ها مانند اسب هایی بود که برای جنگ آماده شده بودند. و بر سرهایشان تاجهایی مانند طلا بود و صورتهایشان مانند صورت انسانها بود. و موی موی زنان داشتند و دندانهایشان مانند دندانهای شیر بود. و سینهها مانند سینهپوشهای آهنی داشتند. و صدای بالهایشان مانند صدای ارابههای اسبهای زیادی بود که به جنگ میدویدند. و دمهایی مانند عقرب داشتند و در دمشان نیش بود. و قدرت آنها در صدمه زدن به مردان بود پنج ماه و بر آنها پادشاهی داشتند که همان فرشته گودال بی انتها، که نامش در زبان عبری است آبادان، اما در زبان یونانی نام او است آپولیون. یک وای گذشته است. و اینک دو مصیبت دیگر در آخرت می آید. (مکاشفه 9:1-12)
باز شدن گودال بی انتها در استعفای پاپ بندیکت شانزدهم و دود برخاسته از کلیسای سیستین در انتخاب پاپ فرانسیس زمینه را برای انبوه (دریاهای) مردمی مانند ملخ فراهم کرد تا به زودی به مسیحیت مرتد حمله کنند (ارمیا 51 را نیز مقایسه کنید). در این مدت، ملخ ها (اسلام؟) فقط اجازه «آسیب زدن» دارند و نه «کشتن»، یعنی هنوز جنگ تمام عیار آغاز نشده است. این کار را انجام می دهد نیستم یعنی رنج و مرگ وجود نخواهد داشت: برای "پنج ماه" جهان "آسیب دیده خواهد شد". توجه کنید که پنج ماه است:
5 ماه × 30 روز / ماه = 150 روز
دوره 150 روزه همچنین نشان دهنده 13 رهبر است که در 15 آوریل برای پادشاهی یک ساعته با وحش برپا شدند. یک ساعت زمان نبوی 15 روز است. 150 روز برای هر سر در مجموع XNUMX روز می شود. آیا متوجه شدید که اولین "شاخ" هیچ وقت را برای عمل کردن تلف نکرد؟ دو روز پس از اعلام، بمب گذاری بوستون درست در اسقف اعظم شان پاتریک اومالی انجام شد!
Abaddon یا Apollyon به معنای "ویرانی" (عبری) یا "فرشته ویرانگر" (یونانی) است.
بنی اسرائیل از دستوراتی که خدا داده بود اطاعت کردند. به سرعت و مخفیانه مقدمات عزیمت را فراهم کردند. خانوادههایشان جمع شده بودند، برههای عید را ذبح کردند، گوشتها را با آتش بریان کردند، نان فطیر و سبزیهای تلخ آماده کردند. پدر و کشیش خانه خون را روی تیرک در خانه پاشیدند و به خانواده اش در خانه ملحق شدند. با عجله و سکوت بره عید خورده شد. مردم با هیبت دعا میکردند و تماشا میکردند، قلب بزرگترین متولد شده، از مرد قوی گرفته تا کودک کوچک، با ترسی غیر قابل تعریف میتپید. پدران و مادران در حالی که به سکته ترسناکی که در آن شب میافتد فکر میکردند، فرزند اول مورد علاقهشان را در آغوش گرفتند. اما هیچ خانه ای از اسرائیل مورد بازدید قرار نگرفت فرشته مرگ علامت خون - نشان محافظت از یک نجات دهنده - بر درهای آنها بود و نابودگر وارد نشده است. {PP 279.3}
شیپور پنجم مربوط به عید فصح است، زمانی که بنی اسرائیل از طاعون مرگ که خانواده های مصر را ویران کرد، در امان ماندند. فقط کسانی در زمان شیپور پنجم و وای اول محافظت خواهند شد که خون عیسی را بر درهای خود دارند که او در جبار برای آنها از آنها درخواست می کند! یک بار دیگر، من از هر یک از شما می خواهم که ما را مرور کنید هشدار نهایی مجموعه مقالات، روح خود را جستجو کنید و عشای ربانی را در زمان مقرر برگزار کنید.
ما به درستی تاریخ سه رویداد بزرگ نبوی را در این سال مشخص کردیم. چهارمی را نادیده نگیرید! زمان دردسر شروع شده است. شیپور پنجم به صدا در خواهد آمد، و جهانی که از ویرانی به خود می پیچد به زودی برای برقراری قانون یکشنبه فریاد خواهد زد تا ظاهراً خشم خدا را آرام کند.
[توجه داشته باشید: در پاییز 2014، متوجه شدیم که این پنجمین ترومپت واقعاً چه زمانی اتفاق افتاد و قدرت های بازیگری چه کسانی بودند. مقاله تاریخ و زمان آخرین تماس همچنین نشان می دهد که ششمین شیپور از چرخه قضاوت در حال به صدا درآمدن است و آنچه که به عنوان جمله پایانی این مقاله نوشتیم اکنون بیش از هر زمان دیگری صادق است:]
اکنون زمان اقدام است! اگر منتظر قانون یکشنبه هستید، خواهد بود خیلی دیر!

