منتشر شده در یکشنبه، 24 ژانویه 2010، ساعت 9:43 به زبان آلمانی در www.letztercountdown.org
برای مدت طولانی من تمایلی به راه اندازی این وب سایت و انتشار آن در اینترنت نداشتم. از سال 2005، من با برادران و خواهران کلیسای خود درباره چیزهایی صحبت کرده بودم که معتقدم از طریق مشاهده وقایع جهان و مطالعات کتاب مقدس، به ویژه نبوت، کشف کردم. مطالعاتم نشان می داد که وقت آن رسیده است که برای فریاد بلند آماده شوم و در حالی که هنوز به شهرها رسیده ام، شهرها را ترک کنم. با این حال، پاسخ کلی این بود: اوه بله، این خیلی جالب است. خوب، خواهیم دید که آیا حق با شماست.» و این تمام چیزی بود که اکثریت بزرگ باید می گفتند.
کسی جواب نداد هیچ کس ندید که هر آنچه از سال 1844 موعظه شده بود، اکنون در برابر ما، کلیسای ادونتیست روز هفتم و کل جهان ظاهر شده است. همانطور که عیسی به طرز چشمگیری در این تمثیل به تصویر کشیده بود، «باکره ها» همگی به خواب رفته بودند. تعداد بسیار کمی می خواستند بدانند که ما واقعاً در کجای جریان زمان نبوی قرار داشتیم. تنها چند برادر در کانادا بودند که با پشتکار و با یک جدول زمانی دقیق برای آخرین رویدادها مطالعه می کردند. با این حال، جدول زمانی آنها ضعف کوچکی داشت، زیرا دقیقاً 295 روز قبل از اعلام قانون یکشنبه در ایالات متحده شروع شد و اگر میخواهید بدانید قانون یکشنبه واقعاً چقدر دور است، مفید نبود. هیچ کس نمی دانست که 295 روز - و بنابراین کل جدول زمانی - چه زمانی شروع می شود. به هر حال، اکثریت تصور کردند که چنین محاسبهای غیرکتابی است و حتی به وضوح با روح نبوت (الن جی وایت) در تضاد است، بدون اینکه حتی بپرسند که آیا میتواند حقیقتی در آن وجود داشته باشد یا خیر.
چه بر سر ادونتیست ها آمده است؟ وقتی در سال 2003 به عنوان یک ادونتیست روز هفتم غسل تعمید گرفتم، خوشحال بودم که بالاخره کلیسایی را پیدا کردم که تمام دانش نبوی را که 25 سال بیهوده در جستجوی آن بودم، داشت. در ابتدا، من خوش شانس بودم که با چند برادر در شهر کوچکی در اسپانیا بودم که در واقع چیزهای زیادی در مورد نوشته های روح نبوت می دانستند، و به بسیاری از سؤالات من پاسخ داده شد. با این حال، به زودی متوجه شدم که بسیاری دیگر از جستجوی خود دست برداشتهاند یا هرگز شروع به جستجوی نشانههایی برای تحقق نبوتها در محیط خود، در سیاست، علم، و بهویژه در تاج و تخت جانوران مکاشفه 13 و 17 نکردهاند.
بعداً وقتی وارد میدان مأموریت در آمریکای جنوبی شدم، نظر بد من در مورد هوشیاری کلیسا تقویت شد. برادران من در اینجا همه کاملاً راضی بودند که می دانستند روزی «قانون یکشنبه ملی» در ایالات متحده اعلام خواهد شد، که ما با روزهای سختی روبرو خواهیم شد، که تنها در این صورت است که ما باید ظرف های پاکی برای ریزش روح القدس باشیم - باران دوم - و به هر حال مسیح به زودی خواهد آمد تا ما را به خانه های بهشتی ببرد. اکثریت قریب به اتفاق نوشته های روح نبوت را نمی دانستند. بارها و بارها، کل جماعت با ناباوری به من خیره میشدند که من موعظه میکردم که قوانین یکشنبه در حال نزدیک شدن است. آنها حتی هرگز در این مورد از کشیش خود نشنیده بودند.
چگونه می توانیم این بی تفاوتی را توضیح دهیم؟ آمادگی ما برای آخرین رویدادها باید به ویژه بر "تقدیس" زندگی و خانواده ما، و بر اعلام پیام های سه فرشته متمرکز شود (مکاشفه 14). با این حال، در کشور من در آمریکای جنوبی، هیچ چیز در مورد اصول کلی اصلاحات بهداشتی، که الن جی وایت به طور جدایی ناپذیری با پیام فرشته سوم مرتبط است، نمی دانستند. همچنین برادران هیچ تصوری از مشکلات پیش رو برای کلیسا و جهان نداشتند. من شروع به صحبت با بسیاری از بزرگان و کشیشان کردم و سپس با عدم درک بیشتر مواجه شدم. به من صراحتا گفته شد که درک آینده کار ما نیست و هیچ کس نمی تواند نبوت را به درستی تفسیر کند. برخی از آنها حتی موعظه می کردند که دیگر هرگز آزار و اذیت باقیمانده نخواهد آمد - که این قبلاً در هنگام ویرانی اورشلیم محقق شده بود و دیگر هرگز تکرار نخواهد شد!
هرچه بیشتر کلیسا را نگاه می کردم، بیشتر باید به خودم اعتراف می کردم که برادرانم واقعاً از این واقعیت خوششان نمی آمد که عیسی به زودی برمی گردد. چیزی که در اسپانیا فقط به صورت ظریف دیده می شد، قبلاً در کل کلیسا در آمریکای جنوبی قابل مشاهده بود. آنها تمایلی به پاکسازی زندگی خود توسط مسیح در قضاوت تحقیقی که در سال 1844 آغاز شد، نداشتند. قبل از ریزش باران آخر و فریاد بلند تلاش زیادی برای داشتن یک زندگی مقدس بود. بیشتر آنها فکر می کردند که تلاش برای پرداختن جدی به موضوع تلاش برای همکاری با مسیح به طوری که او بتواند نقص های باقی مانده در شخصیت های آنها را از بین ببرد، بسیار آزاردهنده است. حفظ منیت آنها بسیار راحت تر بود. شعار زندگی برادرانم این بود: "من می خواهم همانطور که هستم بمانم."
از منبر جملاتی شنیدم از این قبیل: «آه، روزه مسیح در بیابان؟ سوء تفاهم نکنیم! کتاب مقدس فقط توسط مردان نوشته شده است، و در واقع نویسندگان از زبان انسانی و تخیل خود استفاده می کردند. هیچ کس نمی تواند 40 روز بدون غذا زنده بماند! میوه های زیادی در بیابانی که عیسی در آنجا بود، رشد کرد - اینجا یک آناناس، آنجا یک موز! روزه عیسی فقط مربوط به گوشت بود، و این یک آزمایش وحشتناک ایمان بود، مثل اینکه برای ما هم همینطور است! اما ما مسیح نیستیم، و علاوه بر این، مجبور نیستیم اصلاحات بهداشتی را در اینجا در آمریکای جنوبی جدی بگیریم زیرا حیوانات ما هنوز سالم هستند. هنوز بیماری جنون گاوی وجود ندارد! و اگر ما را به جای غیر مؤمنان دعوت کنند، البته ممکن است گوشت خوک هم بخوریم تا باعث رنجش آنها نشویم! حتی مسیح هم چیزها را خیلی جدی نگرفت! و به هر حال خداوند محبت است و نمی خواهد فرزندانش خود را تنبیه کنند.» حتی میتوانم برای شما داستانهایی در مورد اینکه کشیشهای منسوبشده را دیدهام که در یک ناهار شنبه بعد از کلیسا، در یک مکان آدونتیستهای روز هفتم، در ملاء عام گوشت خوک میخورند و آن را به دیگران عرضه میکنند، برایتان تعریف کنم.
چنین اظهارات و رفتارهایی غیر کتاب مقدس، غیر ادونتیست و به طور مثبت خطرناک است! می دیدم که برادران و خواهران ما علاقه ای به تقدیس زندگی خود ندارند، زیرا روح نبوت از همه موعظه ها از منبر ناپدید شده بود. یا به نظر شما این درست است که فقط محبت خدا را تبلیغ کنیم نه چیز دیگر؟
بیشتر و بیشتر از خودم می پرسیدم که چرا کتاب مقدس وقایع نهایی را اینقدر دقیق توصیف می کند و آنها را تا این حد دقیق بیان می کند، و تعجب می کردم که چرا این چیزها ظاهراً برای برادران و خواهران ما جالب نیست. به گفته الن جی وایت، پیامبران عهد عتیق کمتر برای زمان خود و بیشتر برای «زمان پایانی» ما نوشتند. و با خواندن بسیاری از کتابهای الن جی. وایت، که در زندگیاش مورد برکت خداوند قرار گرفت و هزاران رؤیا دریافت کرده بود که بیانیههای نبوی را در میان بسیاری از چیزهای دیگر ایجاد میکرد، متوجه شدم که ما فقط میتوانیم تعدادی از آن اظهارات را مستقیماً با کتاب مقدس مرتبط کنیم. او همیشه می گفت که او «نور کوچکتر» است که منجر به مطالعه «نور بزرگ»، کتاب مقدس می شود، و اگر ما واقعاً آنطور که باید کتاب مقدس را مطالعه می کردیم، لازم نبود که خدا او را بفرستد.
واقعیت این است که اکثر ادونتیست ها یافتن قانون یکشنبه در کتاب مقدس را بسیار دشوار می دانند. بله، مطمئناً، آنها می دانند که علامت وحش، روز یکشنبه است. اما اگر این خیلی مهم است و الن جی وایت بارها و بارها در مورد آن نوشت، اعلام قانون یکشنبه ملی در ایالات متحده در کجا در کتاب مقدس ثبت شده است؟ خوب، چه کسی می تواند به من بگوید؟ آیا سخت است؟ یا به من بگو، بلایای طبیعی بزرگی که روح نبوت درباره آنها صحبت می کند، کجا هستند، در صورتی که تمام شیپورها و مهرها پیش از سال 1844 به صورت پیشگویی محقق شده باشد؟ خوب، پس ما هنوز متی 24 و لوقا 21 را داریم، اما آیا این قسمت ها توالی دقیق وقایع را نشان می دهند؟ یا حتی دشوارتر: «ویرانی ملی ایالات متحده» را با پیروی از قانون یکشنبه کجا مییابیم؟ یا، چگونه میتوانیم از طریق کتاب مقدس شکلگیری بعدی یک حکومت جهانی واحد، با پاپ در راس، را در یک جدول زمانی نبوی نشان دهیم؟
"Oh"، ممکن است بگویید، "آیا این همه مهم است؟از آنجایی که روح نبوت صدها بار به این نکته اشاره کرده است که ما باید برخی از آیات و کتب کتاب مقدس را قبل از رسیدن به آخرالزمان مطالعه کنیم، و از آنجایی که حتی خود عیسی نیز در موارد متعدد تاکید کرده است که ما باید کتاب های خاصی را مطالعه کنیم، آیا نمی توانیم همه این موارد را در کتاب مقدس نشان دهیم؟ در واقع باید برای ما مهم باشد زیرا خدا به چیز بی اهمیتی اشاره نمی کند!
اما چرا مهم است؟ چرا خداوند زحمت می کشد تا این همه جزئیات را در مورد وقایع نهایی به ما اطلاع دهد؟ عیسی خود به این سؤالات پاسخ می دهد:
و اکنون قبل از وقوع به شما گفتم تا چون واقع شود ایمان بیاورید. (جان 14:29)
پیشگویی کتاب مقدس، که توسط خدا ارائه شده است، یک هدف واحد دارد: این تسهیل دو فرصت برای کسانی است که نبوت را به درستی درک می کنند. ابتدا برای نجات جان خود و سپس هشدار دادن به دیگران و تشویق آنها به پذیرفتن هدیه رحمانی خداوند. آخرین هشدار بزرگی که همه ادونتیست هایی که مهر و موم خواهند شد به بشریت خواهند داد در زبان ادونتیست "فریاد بلند" نامیده می شود! مهر و موم شده ها، 144,000 نفر طبق کتاب مقدس، درست قبل از پایان دوره آزمایشی در شرایط بسیار سخت برای خود فریاد بلندی خواهند زد. این کشور تحت آزار و اذیت یک دولت جهانی تحت حاکمیت پاپ، و تحت فشار قوانین سکولار است که با قوانین خدا مخالفت می کند. تقریباً غیرممکن خواهد بود که «اولیایی که احکام خدا را نگه میدارند»، تحت تهدید تحریمها و حتی مرگ، بدون تخطی از قوانین انسان به خدا وفادار باشند و در نتیجه با آنها به عنوان «جنایتکار» رفتار شود. تحت تمام این شرایط وحشتناک، مأموریت بزرگ متی 28: 18-20 تکمیل خواهد شد و انجیل واقعی عیسی برای آخرین بار در سراسر جهان موعظه خواهد شد. و سپس پایان فرا خواهد رسید.
افراد Advent باید آماده باشند تا کار به صدا درآوردن فریاد بلند را انجام دهند. اول از همه، این به معنای آماده بودن برای دریافت روح القدس، «باران اخیر» است. هیچ کس "طراوت" روح القدس را دریافت نخواهد کرد مگر اینکه زندگی مقدس را بیاموزد. روح القدس فقط در "ظروف پاک" ریخته می شود. این 144,000 نفر با عیسی کار خواهند کرد و شخصیت های خود را طوری شکل می دهند که خالص و مسیحی شوند. قضاوت تحقیقاتی زمانی پایان می یابد که همه آنها توسط روح القدس مهر و موم شوند و آخرین هشدار بزرگ را به جهان داده باشند.
اما نه فقط این! اینها کسانی هستند که از طریق مطالعه کتاب مقدس و دعای مداوم چنان رابطه نزدیکی با عیسی خواهند داشت که در همه چیز شبیه استاد خود خواهند شد. عیسی معلم بزرگ بود و کتاب مقدس را مانند هیچ کس دیگری نمی دانست. پس از رستاخیز، او برای شاگردان در راه امائوس هر آنچه در عهد عتیق در مورد او پیشگویی شده بود، از جمله آمدن او و کار او بر روی زمین را تفسیر کرد. او یک متخصص فوق العاده در پیشگویی عهد عتیق بود! به هر حال، از صفحه اول تا آخر، کتاب مقدس در مورد عیسی است. او خالق هستی است و نقشه رستگاری دنیای گمشده را حتی قبل از خلقتش آماده کرد. پیشگوییهای هنوز محقق نشده عهد عتیق و جدید به زودی در برابر چشمان ما محقق میشوند و بسیاری از پیشگوییهایی که قبلاً به صورت نمادین در طول تاریخ محقق شدهاند، حتی به صورت تحت اللفظی تکرار خواهند شد. ما در حال حاضر در میانه این رویدادهای نهایی و سریع هستیم، و با این حال بسیاری چشمان خود را بسته اند تا اینکه سعی کنند خود را برای آماده شدن برای فریاد بلند توسعه دهند. کتاب مقدس می آموزد که چگونه; قبلاً توسط استاد بزرگ آنها نشان داده شده است.
ما ادونتیست ها خود را الیاس سوم می شناسیم. اولی خود نبی بود، دومی یحیی تعمید دهنده بود که اولین آمدن مسیح را اعلام کرد و ما سومی هستیم که آمدن دوم مسیح را اعلام می کنیم. و این اوج خود را در فریاد بلند می یابد. پس آیا ما نباید بتوانیم همه آنچه را که در کتاب مقدس درباره آمدن دوم مسیح پیشگویی شده بود به دیگران نشان دهیم؟ بیانیه عیسی در مکاشفه 10:11، که برای دوره پس از ناامیدی بزرگ سال 1844 تا پایان دوره آزمایشی معتبر است، می گوید:
و او به من گفت، تو باید در حضور بسیاری از اقوام و ملتها و زبانها و پادشاهان دوباره نبوت کنی. (مکاشفه 10:11)
کلمه یونانی prophēteuō که در اینجا استفاده می شود به معنای "پیشگویی کردن" یا "برای پیشگویی وقایع". بنابراین عیسی بر نبوت تاکید کرد و نه فقط موعظه عمومی! مردم در آخرین روزهای تاریخ بشریت چنان سخت خواهند شد که خداوند مجبور خواهد شد از آخرین ابزاری که در گنجینه تدابیر خود دارد استفاده کند تا بسیاری را در آخرین لحظه به تغییر دین و توبه برساند: جنگ، قحطی، بیماری های همه گیر و مرگ توسط جمعیت دیوانه به دلیل ترس و ناراحتی، که هیچ توضیحی یا درک نادرستی از رویدادهای وحشتناکی که به زودی برای ما رخ می دهد ندارند.
پس از آن، بسیاری از ادونتیست ها بر این باورند که وقتی ما به طور جدی موعظه می کنیم که قانون یکشنبه ملی در ایالات متحده اعلام خواهد شد که در پی آن ویرانی ملی است، مردم شروع به بیدار شدن می کنند، و به زودی این قانون یکشنبه در کل سیاره گسترش خواهد یافت. با این حال، این دانش نبوی متمرکز است و این پیشبینیها از طریق نوشتههای الن جی. وایت به مردم ظهور رسیده است، بنابراین هرکسی که به روح نبوت الن جی وایت اعتقاد نداشته باشد - و (متاسفانه) هیچ کس به جز خود ادونتیستها به آن اعتقاد ندارد - حتی اگر این پیشگوییهای «خارج از کتاب مقدس» قبل از چشمانشان محقق شود، تبدیل نخواهد شد. حتی اگر پیشگوییهای مظاهر ماریان همگی برآورده شوند، به کاتولیک باز نمیگردم. چرا نه؟ چون من مفهوم کلی را درک نمی کنم. من می دانم که این پیشگویی ها غیرکتابی و در نتیجه جعلی هستند، و من فقط می توانم به کتاب مقدس که کلام خداست تکیه کنم.
من از خواندن و مقایسه به خوبی می فهمم که کار الن جی وایت کاملاً از نظر کتاب مقدس صحیح است و یک موهبت است. که او هرگز چیزی نگفته یا ننوشته است که با کتاب مقدس مغایرت داشته باشد. اما غیر ادونتیست ها این درک عمیق تر را ندارند. آنها فقط چیزها را در سطح درک اغلب ناکافی کتاب مقدس خود درک می کنند. چیزی فراتر از آن نیست. اگر فریاد بلند تحت آزار و شکنجه شنیده شود، دیگر زمانی برای مطالعات طولانی و فشرده کتاب مقدس برای مقایسه با روح نبوت باقی نخواهد ماند. دیگر مردم با خواندن یک یا چند کتاب 800 صفحه ای تبدیل نمی شوند. هیچ کس نمی تواند بنشیند و "جنجال بزرگ" را مطالعه کند، زیرا بلاهایی که از سیاره ما خواهد آمد. همه چیز خیلی سریع و تحت رنج بزرگ اتفاق خواهد افتاد!
در زمان گریه بلند، فقط یک سوال وجود خواهد داشت: چه کسی در بدبختی و حوادث وحشتناک سیاره ما که فاقد هرگونه توضیح علمی است، مقصر است؟
و دو پاسخ و توضیح متفاوت توسط دو گروه مختلف از مردم ارائه خواهد شد:
- گروه اول خواهند گفت: «کسانی که با جنبش صلح و امنیت در سرتاسر جهان مخالفت میکنند، مقصرند و به جای روز استراحت جهانی، روز صلح و خانواده، روز یکشنبه، سبت کتاب مقدس را حفظ میکنند. آنها خشم عیسی را تداعی می کنند که نه مریم، نه مقدسین و نه خدایان دیگر نمی توانند آن را کاهش دهند.»
- و گروه دوم خواهند گفت: «کسانی مقصر هستند که یکشنبه را به عنوان روز استراحت در برابر چهارمین فرمان خدا نگه می دارند و اقلیت کوچکی از مسیحیان را که می خواهند ده فرمان اصلی خدا، سبت را حفظ کنند، آزار می دهند. و از این رو آنها خشم خدا را برانگیخته میکنند، زیرا به چشمان او، یعنی قوم او، دست میزنند.»
هر دو گروه باور خواهند کرد که حق با آنهاست. اما فقط یک گروه دیگری را مورد آزار و اذیت قرار می دهد. تفاوت بزرگ بین گروه ها این است که یکی فقط بحث می کند در حالی که دیگری سرکوب و مجازات می کند. یک گروه تمام قدرت روی زمین را در اختیار خواهد داشت و از قوای مقننه، قضائیه و مجریه برای ساکت کردن و حتی نابودی گروه دیگر استفاده می کند.
فقط یک گروه واقعا صلح طلب خواهند بود و به یک موی سر کسی آسیب نمی رسانند، با این حال از سوی دیگران به خاطر همه رنج های روی زمین سرزنش می شوند. آنها 144,000 نفر هستند که متشکل از چند ادونتیست وفادار و کسانی هستند که در آخرین لحظه بابل را ترک می کنند. این را بعداً در مقاله ای جداگانه توضیح خواهم داد، زیرا سوء تفاهم عمومی فوق العاده بزرگ است و موعظه های اشتباه زیادی در مورد آن وجود دارد. تنها گروه کوچکی از مردم خواهند بود که حقیقت را دارند و به خاطر آن، درست مانند خداوندشان، عیسی مسیح، قرن ها قبل، آزار و اذیت و مرگ خواهند شد. اما کسانی که همه اینها را می فهمند قبل از آن رویدادها که شروع میشوند، در نهایت خواهند دید که اگر آنها هم میخواهند نجات یابند، باید قبل از بسته شدن درب رحمت به کدام گروه بپیوندند. این فریاد بلند است: یک گروه آزار دیده از مردم صلح دوست که می خواهند فقط یک کار را انجام دهند و آن اطاعت از خدای خود هستند، به هر قیمتی که ممکن است ... حتی اگر جان خودشان باشد. آنچه در 2000 سال موعظه انجیل به طور کامل انجام نشده است، در نهایت توسط این گروه کوچک از مردم به دست خواهد آمد. تصمیم نهایی هر فرد ساکن در مورد اینکه آیا می خواهد به این گروه بپیوندد یا نه، گرفته خواهد شد. هر کدام یا تعقیب کننده یا تعقیب شده خواهند بود. و سپس پایان فرا خواهد رسید!
باز هم همه چیز طبق پیشگویی اتفاق خواهد افتاد! به دلیل قوانین یکشنبه آزار و اذیت وجود خواهد داشت، اما بیداری مردم از طریق خود قوانین یکشنبه نخواهد بود، بلکه از طریق آزار و اذیت و رنج اقلیت کوچکی از مردم که فقط می خواهند اطاعت کنند و به خدا و پروردگار خود وفادار باشند، حاصل می شود.
از این رو باید نشان داده شود از پیش که کتاب مقدس مکرراً به آزار و شکنجه اقلیتی از شاهدان وفادار عیسی اشاره می کند. باید نشان داده شود که کتاب مقدس دقیقاً به ما می گوید که چگونه ساختارهای قدرت در روزهای آخر شکل خواهند گرفت، چه کسی در راس حکومت جهانی قرار خواهد گرفت تا سه قدرت بزرگ را متحد کند. اگر میتوانستیم همه اینها را در کتاب مقدس بیابیم و همچنین نشان دهیم که اکنون در برابر چشمان ما تحقق مییابد، و که پشت همه اینهاست، آنگاه بسیاری متوجه خواهند شد که کدام گروه واقعاً مسئول تمام بدبختی ها است: گروهی که بر جهان حاکمیت می زند و سعی می کند دیگران را نابود کند. گروهی که برای مدت کوتاهی قدرت آزار و اذیت فرزندان خدا و کشتن آنها را خواهند داشت، مقصر خواهند بود.
بنابراین، این سؤال پیش میآید که در حال حاضر چه کسی در حال برنامهریزی یک دولت جهانی است و چه کسانی قدرتهای پیشرو پشت آن هستند؟ و تقریباً مهمتر: برنامه های آنها چقدر پیشرفت کرده است؟ چقدر طول می کشد تا همه اینها تکمیل شود؟
ما ادونتیست ها از کتاب مقدس و روح نبوت می دانیم که این قدرت های پیشرو چه کسانی هستند: پاپ و ایالات متحده، که همه ملت های زمین را تشویق می کند تا پاپ را به عنوان رهبر "اخلاقی" خود انتخاب کنند. اما نمیدانیم که آمادگیهای دشمن تا کجا پیش رفته است، زیرا تقریباً همه ما به شکلی استوارانه منتظر "چراغ سبز" هستیم: قانون ملی یکشنبه در ایالات متحده. اما من می گویم: آنگاه برای توضیح (یا پیشگویی) برای مردم دیر خواهد بود که اقلیت تحت تعقیب حقیقت را خواهند داشت، زیرا ما قبلاً از آزار و اذیت رنج می بردیم. اعلامیه قوه تعقیب این خواهد بود که ما تحت تعقیب هستیم زیرا اعضای یک "فرقه جنایتکار" هستیم که قوانین ملی یا بین المللی را نقض می کند. بنابراین، در آن نقطه، تعداد کمی حتی به آنچه ما میگوییم گوش میدهند.
کلید موفقیت در بیانیه بسیار ساده مسیح نهفته است:
و اکنون قبل از وقوع به شما گفتم تا هنگامی که واقع شد ایمان بیاورید. (جان 14:29)
من می خواهم مقاله ای از الن جی وایت را نقل کنم که در زمان بحران کلیسا نوشته شده است. من می دانم که این قانون مستقیماً به قانون یکشنبه نمی پردازد. با این وجود، روش ذکر شده در اینجا برای مقابله با خطرات به عنوان یک کلیسا برای همه حملات دشمن یکسان است:
یک کوه یخ! "ملاقات کن"
مدت کوتاهی قبل از ارسال شهادت در مورد تلاش های دشمن برای تضعیف بنیان ایمان ما از طریق انتشار نظریه های اغوا کننده، حادثه ای در مورد برخورد کشتی در مه با کوه یخ خوانده بودم. چند شب خوابیدم اما کم. به نظر می رسید که من مانند یک گاری زیر آلو خم شده بودم. یک شب صحنه ای به وضوح در برابر من ارائه شد. یک کشتی روی آب بود، در مه شدید. ناگهان دیده بان فریاد زد: "کوه یخ درست جلوتر!" آنجا، بر فراز کشتی، کوه یخی غولپیکر قرار داشت. صدایی معتبر فریاد زد: "باش آشنا شو!" لحظه ای تردید وجود نداشت. زمانی برای اقدام فوری بود. مهندس بخار کامل را سوار کرد و مردی که در فرمان بود کشتی را مستقیماً به سمت کوه یخ هدایت کرد. با یک تصادف او به یخ برخورد کرد. یک شوک ترسناک وجود داشت و کوه یخ به قطعات زیادی شکسته شد و با صدایی مانند رعد به عرشه سقوط کرد. مسافران در اثر شدت برخورد به شدت تکان خوردند اما جانی از دست ندادند. کشتی مجروح شد، اما فراتر از تعمیر نیست. او از تماس برگشت و از ساقه به عقب، مانند یک موجود زنده می لرزید. سپس در راه خود به جلو حرکت کرد.
خوب معنی این نمایش را می دانستم. من سفارشاتم را داشتم من این کلمات را شنیده بودم، مانند صدایی از کاپیتان ما، "با آن آشنا شوید!" می دانستم وظیفه ام چیست و لحظه ای برای از دست دادن وجود ندارد. زمان اقدام مصمم فرا رسیده بود. من باید بدون معطلی از فرمان "ملاقات کن!"
آن شب ساعت یک بیدار بودم و با سرعت دستم از روی کاغذ می نوشتم. چند روز بعد زود و دیر کار میکردم و دستورالعملهایی را که در مورد خطاهایی که در بین ما وارد میشد به من میداد برای مردممان آماده میکردم.
من امیدوار بودم که اصلاحات اساسی صورت گیرد و اصولی که ما در روزهای اولیه برای آن جنگیدیم و با قدرت روح القدس بیرون آمده بود، حفظ شود. {1SM 205.3-206.3}
ابتدا، مایلم به این نکته توجه داشته باشید که اوشهادت ها را در مورد تلاش های دشمن فرستاد". بسیاری از ادونتیست ها استدلال می کنند که وظیفه ما این نیست که مراقب کارهای دشمن باشیم. اما من با الن جی وایت موافقم که در واقع (!) "پیشبینی کوههای یخ" در راه آزاد نیز ضروری است. و بزرگترین کوه یخی که در انتظار ما است احتمالا قانون ملی یکشنبه در ایالات متحده است، زیرا می دانیم که زمان آماده سازی ما باید از قبل تکمیل شود. آیا برای جبران زمان از دست رفته برای ما خوب نیست که سریعاً کمی زودتر از این کوه یخ جاسوسی کنیم؟
ثانیا، من با الن جی وایت موافقم که هیچ راهی برای اجتناب از کوه یخ وجود ندارد. این کار - مانند کشتی تایتانیک - فقط منجر به تخریب کشتی (کلیسا) و غرق شدن آن می شود. سازش با این قدرت ها غیرممکن است! تنها شانس این است که "با تمام قوا به سمت کوه یخ پیش برویم!" من سعی می کنم تا آنجایی که سرمایه اندکم اجازه می دهد با وب سایت کوچکم آن را ملاقات کنم. من قانون یکشنبه و یک «کوه یخ» دیگر، ظهور مسیح دروغین را از دیدبانها دیدم و اکنون زنگ خطر را به صدا درآورم و شیپور را به صدا درآورم، تا بتوانیم موتورها را روشن کنیم و با موانع روبرو شویم.
یا قبلاً بدون توجه به کوه یخ برخورد کردهایم، و «تایتانیک» ما قبلاً از ساقه به عقب شکافته شده است و در حال غرق شدن در سکوت ابدی دریا است؟ آیا ما بیش از حد به خودمان اعتماد کرده ایم و به طراحان اعتماد کرده ایم و فکر می کنیم که در یک کشتی غرق نشدنی هستیم؟ این یک درک وحشتناک خواهد بود و به این معنی است که ما باید کشتی را ترک کنیم - تا زمانی که هنوز در چند قایق نجات فضا وجود دارد - تایتانیک نیز تدارکات کافی برای فرار همه مسافران را نداشت.
هنگامی که در 10 ژوئیه 2009 مدرک دیگری مبنی بر درستی مطالعات قبلی خود دریافت کردم، دیگر تردید نکردم و شروع به کار در این وب سایت کردم. می دانم که خیلی دیر رسیده ام، اما کلیسای ما کلیسایی نیست که به راحتی از "نور جدید" استقبال کند، و به همین دلیل است که نزدیک به چهار سال از راه اندازی این سایت گذشت. در این مرحله نمیخواهم تاکید کنم که «نور جدید» دارم، بلکه فقط خطرات شناخته شده را دیدم، و فکر میکنم میدانم که چقدر از برخورد فاصله داریم. اما باید به این نکته نیز اشاره کنم که قبل از اینکه به این نتیجه برسم که باید یافتههایم را در اینجا منتشر کنم، کار آسانی با برادرانمان نداشتم. این تصمیمی است که صرفاً مبتنی بر دعا و ایمان به خداست. از هر کسی که آنچه را که در اینجا می خواند انتقاد می کند، از من خواسته می شود که شخصاً از من انتقاد کند و از بقیه کلیسا دریغ کند زیرا من با رضایت یا تأیید آن عمل نمی کنم. من به هیچ دانش قبلی که ستونهای رسمی حقیقت کنونی را میسازد حمله نمیکنم، تصحیح نمیکنم، یا زیر سؤال نمیبرم، بلکه برعکس، خواننده متوجه خواهد شد که دانش قدیم اساس همه دانشهای جدید را تشکیل میدهد و «دانش جدید» مؤید دانش قدیمی است.
در ابتدا یافته های من به اندازه دانش وجود کوه های یخ جدید بود. تنها سؤال این بود: چه زمانی یک برخورد رخ می دهد یا قبلاً شناسایی نشده است؟ از آنجایی که ما به عنوان یک کلیسا دارای روح نبوت هستیم، آیا نباید مانند الن جی. وایت شبانه روز به کلیسا و جهان هشدار دهیم تا با این تهدیداتی که با تمام قوا به سراغ ما می آیند مقابله کنیم؟
سخت مطالعه کردم و اطرافم را تماشا کردم. شرایط کلیسای ما در آمریکای جنوبی خیلی زود مرا به جایی رساند که دیگر نمیتوانستم خودم را با آن شناسایی کنم. من نمیخواهم آنچه را که باید تجربه میکردم در اینجا ارائه کنم، زیرا میدانم که برادران و خواهران مخلص زیادی وجود دارند که نمیخواهم به آنها صدمه بزنم. اما نمیتوانستم درک کنم که چقدر گناه عمومی مجاز است، به ویژه در رهبری کلیسای ادونتیست روز هفتم. ظاهراً همه آنها دچار نابینایی شده بودند. از خدا توضیح خواستم. ماهها و حتی سالها شب و روز نماز خواندم. خداوند به آرامی در را برای این مطالعات باز کرد که به ساعت خدا در جبار منتهی شد. اول فهمیدم چه خبر است پشت خطوط دشمن و اینکه هفت مهر بعد از سال 1844 بر روی مدل "جریکو" تکرار می شد و همانطور که الن جی وایت مکرراً بیان می کرد، تاریخ تکرار می شود و بنابراین هفت کلیسا تکرار می کنند.
من متوجه شدم که در تکرار آنها، مهر دوم و سوم به وضوح نشان دهنده دو جنگ جهانی بزرگ است که در متی 24 و لوقا 21 نیز ذکر شده است. اما شهدای سمیرن در صفوف ما در آن دوره کجا بودند که برای ایمان خود با حفظ ده فرمان، مطابق با اولین چرخه مهرها، جان خود را از دست داده بودند؟ این سوالات و سوالات مشابه من را بسیار ناراحت کرد. من شروع به مطالعه تاریخ کلیسای Adventist کردم و حقایق وحشتناکی را کشف کردم! من تا هسته ایمانم متزلزل شدم و فکر می کنم بسیاری از شما نیز با خواندن آنچه خدا باید به ما نشان دهد، متزلزل خواهید شد، مخصوصاً برادران عزیزم، به روشی عالی که او این کار را انجام می دهد!
در شهادت الن جی وایت توصیه های عجیبی یافتم. به عنوان مثال:
فصل پنجم مکاشفه نیاز به مطالعه دقیق دارد. برای کسانی که باید در این روزهای آخر در کار خدا نقش داشته باشند، اهمیت زیادی دارد. عده ای هستند که فریب می خورند. آنها نمی دانند چه چیزی بر روی زمین می آید. کسانی که اجازه داده اند ذهن خود در مورد آنچه گناه است تیره شود، ترسناک فریب خورده اند. تا زمانی که آنها تغییر قاطعانه ای ایجاد نکنند، زمانی که خدا بر فرزندان انسان ها حکم کند، ناتوان خواهند شد. آنها از شریعت تجاوز کرده و عهد ابدی را شکستند و مطابق اعمال خود دریافت خواهند کرد. {9T 267.1}
الن جی وایت از فریب گروهی از مردم صحبت کرد. این گروه کیست؟ خطاب این سطور به ما Adventists روز هفتم است. آیا ممکن است برخی از ما فریب خورده باشیم؟ و اگر بله، چه کسی؟ آیا کسی معنای این پیام عجیب را می فهمد؟ این وب سایت پاسخ ها را می دهد و من دعا می کنم که شما هم جزو آن ها باشیدکه برای زشتکاری هایی که در شهر انجام می شود آه می کشند و گریه می کنند [کلیسای ما]"، زیرا فقط آنها و هیچ کس دیگری مهر خدا را دریافت نخواهند کرد (طبق حزقیال 9).
امیدوارم شما برادر عزیز، خواهر گرامی، بازدید کننده محترم این سایت با دعا مطالبی را که در اینجا منتشر کرده ام مطالعه کنید. هر کس در قبال خود مسئول است و در شناخت حقیقت باید از صدای درونی خود اطاعت کند. من می خواهم به روح نبوت اجازه دهم که کلیسای ما بسیار مورد برکت قرار گرفته است، آخرین کلمات این مقاله مقدماتی را به شما هدایت کند:
نیاز کلیسا
این دنیا برای مسیحیان سرزمین بیگانگان و دشمنان است. تا زمانی که او برای دفاع از خود ارتش الهی را به دست نگیرد و شمشیر روح را به کار نگیرد، طعمه نیروهای تاریکی خواهد شد. ایمان همه امتحان خواهد شد. همانطور که طلا در آتش آزمایش می شود، همه امتحان خواهند شد.
کلیسا متشکل از مردان و زنان ناقص و خطاکار است که خواستار اعمال مستمر انفاق و بردباری هستند. اما دوره طولانی ولرم عمومی وجود داشته است. ورود روح دنیوی به کلیسا با بیگانگی، عیب جویی، کینه توزی، نزاع و گناه به دنبال داشته است.
اگر مردانی که در قلب و زندگی بی تقدیس هستند و زمان بیشتری را به فروتنی روح در برابر خدا اختصاص داده اند، کمتر موعظه می کنند، پس می توانیم امیدوار باشیم که خداوند به یاری شما ظاهر شود و عقب ماندگی های شما را شفا دهد. بسیاری از موعظه های اواخر باعث ایجاد امنیت کاذب می شود. منافع مهم در راه خدا را نمی توان عاقلانه مدیریت کرد کسانی که به اندازه برخی از وزرای ما ارتباط واقعی کمی با خدا داشته اند. سپردن کار به چنین مردانی مانند این است که کودکان را برای مدیریت کشتی های بزرگ در دریا قرار دهیم. کسانی که از حکمت آسمانی بی بهره اند، از قدرت زندگی با خدا محروم هستند، صلاحیت هدایت کشتی انجیل را در میان کوه های یخ و طوفان ها ندارند. کلیسا در حال گذر از درگیریهای شدید است، اما در خطر او، بسیاری به او اعتماد میکنند که مطمئناً او را نابود خواهند کرد. اکنون به یک خلبان در هواپیما نیاز داریم، زیرا به بندر نزدیک می شویم. ما به عنوان یک مردم باید نور جهان باشیم. اما چه بسیار باکره های احمقی که در ظروف خود با چراغ های خود روغن ندارند. پروردگار همه فضل و رحمت فراوان و سرشار از آمرزش و رحمت و رحمت و رستگاری ما را باد که با بدکاران هلاک نشویم!
در این فصل کشمکش و آزمایش، ما به همه حمایت و تسلی نیاز داریم که بتوانیم از اصول درست، از اعتقادات مذهبی ثابت، از اطمینان پایدار به عشق مسیح، و از تجربه غنی در امور الهی به دست آوریم. ما در مسیح عیسی به قامت کامل مردان و زنان تنها در نتیجه رشد مداوم فیض خواهیم رسید.
آه، چه بگویم که چشمان نابینا را باز کنم، تا درک معنوی را روشن کنم! گناه باید به صلیب کشیده شود. یک نوسازی کامل اخلاقی باید توسط روح القدس انجام شود. ما باید محبت خدا را با ایمان زنده و پایدار داشته باشیم. این همان طلایی است که در آتش امتحان شده است. ما فقط می توانیم آن را از مسیح بدست آوریم. هر سالک مخلص و جدی، شریک فطرت الهی خواهد شد. روح او مملو از اشتیاق شدید برای شناخت کامل آن عشقی خواهد بود که از دانش می گذرد. همانطور که او در زندگی الهی پیشرفت می کند، بهتر می تواند حقایق متعالی و شرافت بخش کلام خدا را درک کند، تا زمانی که با دیدن او تغییر کند و قادر به انعکاس تشبیه نجات دهنده خود شود. {5T 104.2–105.2}

